دلتنگيهاي من براي عشقم |
همیشه به یاد تو زیبای زندگیم |
|
عشق شیرین زندگیم...فرشیدم نیاز من آن گرمای آغوش مهربانت هست ، نیاز من آن شیرینی بوسه های پر محبتت است.... آرزوی من گرفتن دستان گرمت هست و کار من در این لحظات انتظار دیدن آن چهره مهربانت است.... بی قرارم عزیزم ، بی قرار دیداری دوباره با تو ، و بی قرار آنم که دوباره با هم در شهر عشق در کنار هم قدم بزنیم و بار دیگر خاطرات شیرینی را بر جا بگذاریم .... کاش بودی و بار دیگر آن خاطرات شیرین با هم بودنمان را تکرار میکردیم..... زمانی که من بار دیگر تو را از نزدیک ببینم ، بی نیاز بی نیازم و اگر باردیگر تو را از تمام وجودم حس کنم دیگر آرزویی دردلم برجا نخواهد ماند..... وقتی به عاشقانی که دست در دستان هم گذاشته اند و در آغوش هم میباشند نگاه می کنم حسرت در کنار تو بودن در دلم می ماند و آنگاه آرزو میکنم که ای کاش در کنارم بودی تا با افتخار در کنار تو قدم بزنم و به آنها بگویم که آری من نیز عاشقم و به داشتن چنین عشقی افتخار میکنم...... نیاز من نگاه به آن چشمهای زیبایت است ، نیاز من آن خنده های عاشقانه ات است.... بی قرارم ای عزیز راه دورم ، و در انتظار به سر رسیدن فصل های تابستان وپاییز زمستان و بهارم.... میشمارم تک تک ثانیه ها را ، پشت سر میگذارم زمستان و بهار را ، در برابر باد سرد فاصله می ایستم تا لحظه به تو رسیدن و در آغوش تو آرام گرفتن ، فرا رسد! نمی دانی که بدجور دلتنگ تو هستم عشقم و نمیدانی که چقدر دلم برای صدای قدمهایت ، راه رفتن در کنارت ، بوسه بر لبانت ، دست گذاشتن در دستانت آغوش گرم ومهربانت و نگاه به چشمانت تنگ شده است..... و باز باید این انتظار تلخ را پشت سر بگذارم تا لحظه ای که سال هادر انتظار آن بودم فرا رسد! آری لحظه ای که من عشقم را با تمام وجود احساس خواهم کرد..... دوستت دارم فرشید مهربونم
+نوشته شده درجمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 11:12 توسط من وعشق بي همتايم |
فرشيد مهربونم همه وجودم
وقتی تو باشی ، زندگی برایم زیباست ، عاشقی برایم بامعناست! وقتی تو باشی ، قلبم بی آرزوست ای تنها آرزوی من در لحظه های تنهایی! وقتی تو عزیز دلم باشی ، همدمم باشی ، سرپناهم باشی ، طلوع آفتاب برایم آغاز یک روز پرخاطره دیگر با تو است عزیزم ! تو هستی ، برای من هستی ، تا آخرش همه هستی ام هستی ، حالا من هستم و یک عشق پاک در قلبم ! وقتی تو باشی ، عشق در وجودم همیشه زنده است ، میتپد قلبم تنها برای تو ، میگذرد لحظه ها به یاد تو و می ماند برای همیشه یک عشق جاودانه در قلبهایمان!
وقتی تو عشق من باشی ، این چشمها برای دیدن تو بی قرار و بی تاب میشود ، حضور تو در کنارم تنها آرزویم میشود ! وقتی تو همدمم باشی ، دیگر تنهایی با من بیگانه میشود ، غم و غصه های دنیا در قلبم فراری میشوند ! تو باش ، عزیز دلم باش ، عشقم باش ، دنیا برایمان بهشت همیشگی میشود! وقتی تو باشی ، وقتی تو همه زندگی ام باشی ، این دل فدای قلب مهربانت میشود، چشمهایم همیشه منتظر دیدن چهره مهربونت میشود ! وقتی تو باشی ، من نیز هستم ، زیرا تو درون قلبم هستی ! پس با من باش ای عشق جاودانه ام ، ای تو که بی تو بودن برایم به معنای خواب همیشگیست! وقتی تو باشی .....
+نوشته شده درجمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 10:13 توسط من وعشق بي همتايم |
عشق شيرين زندگيم ،نفسم، فرشيدم: آرزو دارم همیشه در کنارم باشی ، یار و یاورم باشی ،سرپناهی برای این قلب عاشقم باشی! آرزو دارم تکیه گاهم باشی ، من دردی در سینه باشم و تو دوایم باشی! آرزو دارم همه هستی ام باشی ، زندگی به کامت باشد و همیشه شاد باشی! آرزو دارم تنها برای من باشی ، قلب من در سینه ی تو و قلب تو در سینه ام باشد و ما هر دو در قلب هم باشیم! آرزو دارم که به آرزوهایت برسی ، تو خوشبخت باشی و من نظاره گر باشم ! من که از دار دنیا تنها تو را دارم ، آرزو دارم همیشه با من باشی ! من که از تو چیزی جز وفا نمیخواهم ، آرزو دارم همیشه با وفا باشی! آرزوهایم را زنده کن ای عشق من ،اگر چه از هم خيلي دوريم! مرا همیشه در کنار خودت حس کن ! من که هر جا میروم ، با تو هستم ، گرچه در کنارم نیستی اما تنها نیستم! آن قلب مهربانت هوای مرا دارد ، میگویم دوستت دارم ، برایم میتپد! آرزو دارم همیشه قلبت به عشق من بتپد، نمیگذارم غم بیاید و قلبت را بشکند! ای تنها آرزوی من ، آرزو دارم روزی بیاید که دیگر هیچ آرزویی جز همیشه با هم بودن در دلهایمان نباشد! دوستت دارم تک ستاره قلبم
+نوشته شده درجمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 10:6 توسط من وعشق بي همتايم |
فرشیدم نمیدانی که چقدر دلتنگم ، بیقرارم برای یک لحظه در کنار تو بودن ! تا قلبم به عشقت تند تند بتپد و آغوشم به استقبال آغوش گرم تو رود! نمیدانی که چقدر بی تابم ، دلتنگ لحظه دیدارم ، برای نفسی تازه ، برای حضوری عاشقانه ! تا به عشق تو لحظه هایم بهاری شود ، تا امیدوار شود دلی که به عشق تو لحظه شماری میکرد تا ببیندچهره مهربان تو را و ببوسد گونه مهربان تو را! هر چه زمان میگذرد ، دلتنگی هایم بیشتر میشود ، آنگاه که شب و روز بیقرارم ، بیشتر از گذشته عاشقتر میشوم! نمیدانی که در حسرت عشق تو نشسته ام ، با اینکه در غم عشق ننشته ام و به عشق تو زنده ام اما در حسرت یک لحظه نگاه به چشمان زیبای توام! نمیدانی ، تو نمیدانی که چقدر دوستت دارم، تو نمیدانی که اگر یک لحظه تو را ببینم ، انگار که دنیا را به من داده اند! چقدر دلتنگم ، بیقرارم ، دیگر آرزویی جز در کنار تو بودن ندارم ، منتظر می مانم ، تا عشقم را دوباره ببینم! عشق من با تمام وجودم دوستت دارم
+نوشته شده درجمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 9:53 توسط من وعشق بي همتايم |
سلام نفس من : گرمي تو از آفتاب ظهر روزهاي تابستاني هم گرمتر است مگر نه؟ چقدر برايت دلتنگم! آيا برايت مهم است كه دوستت دارم؟ هر قدر كه دلت مي خواهد بي اعتنا باش ، تحويلم نگير ، بي تفاوت از كنارم رد شو ، من پا پس نمي كشم ، خم به ابرو نمي آورم ، زانو نمي زنم ، تو را مانند يك قديس در معبد دلم ستايش خواهم كرد ، شنيده ام كه خوبان همه بي وفايند و از رحم و مروت بويي نبرده اند ... خوش به حالت! خوش به حالت كه ديوانه اي مثل من داري ! كه روز و شب ذكر لبانش اسم توست ! با ياد تو مي خوابد و با ذكر نامت بيدار مي شود ... و همه جا به جستجوي توست ... و هيچگاه خسته اش نمي شود !!! سلام خون جاري در رگهاي من ؛ مي داني تنها آرزوي من اين است كه يكي از خواستني هايت باشم ، يا آرزويي زود گذر ، دلبخواه تو ، يعني هماني كه تو دنبالش هستي!!! جايي بروم كه تو بخواهي ، حرفي بزنم كه تو مجذوبم شوي ، شعري بسرايم كه مورد طبع تو باشد ، هوايي شوم كه تو نفس مي كشي ، وقتي بميرم كه تو بخواهي ، جايي به خاكم بسپارند كه گاهگاهي تو از آنجا عبور مي كني ........... سلام دليل تپشهاي قلب بي تاب و بي قرار من ؛ ايرادي ندارد اسمت را براي هميشه بر روي سردر قلبم بنويسم؟ عيب ندارد تو ننويس ، من مي نويسم ، مي نويسم بر تمامي كاغذهاي سپيد ، ديوارهاي سنگي ، تنه چوبي درختان ، سنگهاي سياه كوهستان ، كه تو را دوست دارم براي تمام عمر ، تا پايان جاده هاي پر پيچ و خم زندگي ، تا انتهاي محل نفس كشيدن ، تا غروب واپسين لحظه عمر ...... سلام روشنايي چشمان من ؛ من با اين دل خون شده ام چه كنم ؟ با اين كاسه لبريز از صبر شده چه كنم؟ با اين شكستنهاي پياپي چه كنم؟ دلت كه هيچ ، چشمها، دستها، نوازشها ، لبخندها ، شانه هايت هم مال من نيست ! كاش ميدانستم از آن چه كسي است ؟خوش به حالش مگر نه !؟ سلام يكي يكدانه قلبم ؛ من براي هميشه منتظر مهربان شدنت هستم ، مهربان شوي ، يخهاي غرورت ذوب شوند و از سر عشق و مهرباني به سراغم بيائي و بالاخره به اين نتيجه برسي كه ديوانه تر از من را هيچ كجاي دنيا نخواهي يافت و دستان سخاوتمندت را در دستان من بگذاري و براي هميشه پيشم بماني يعني هميشه سلام ... خداحافظي هرگز .........!!!! +نوشته شده درسه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 9:2 توسط من وعشق بي همتايم | |
عزیز دلم ...عمرم..جانم...قلبم...عشقم...خیلی خیلی دوستت دارم .نمی دونم چی کردی با این دلم که حتی سالها ندیدنت یک ذره از عشقم به تو را کم نکرده ...دوستت دارم تا زمانی که ضربان قلبم به گوش فلک می رسد....همیشه سلامت وشاد باش عشقم .عشق آسمونی من :دلم برا یک لحظه دیدنت خیلی تنگ شده پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من نوشته هاي پيشين دی 1388 آذر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 پيوندها طراح قالب |