دلتنگيهاي من براي عشقم |
همیشه به یاد تو زیبای زندگیم |
|
می دانی که هرگزنمی توانم اولین وآخرین لحظه دیدارت رافراموش کنم یادت هست که برام نوشته بودی می خواهم گرمی ل ..رارو..ام احساس کنی بدان که همیشه درحسرت تکرارش هستم وآرزوی بدلم که باردیگری باشد عزیزم من نه تنها هرگز نتوانستم لحظه ای که بانگاهی عاشقت شدم تاامروزرافراموش کنم وهمیشه حسرت تکرارهرلحظه به لحظه اش رادارم ازخداوند برای تمام عاشقان وصال ابدی خواستارم شاید مانیزبین عاشقان به لطف ایزد مننان بهم برسیم زیبای زندگیم من تورا تابی نهایت دوست دارم وتواین دنیای خاکی همیشه عاشق ودلباخته توبودم وهستم دوستت دارم .... دوستت دارم ... میگن از دل برود هر آنکه از دیده برفت اما اکنون این عشقمان خلافش راثابت کرد چون تو باتمام وجود درقلبمی وجزتو کسی رانمی بینم با وجود اینکه مدتها ست نمی بینمت اما دلم همیشه برای توست و هرچند که دیدارمان ممکن نباشد بدان که تاآخرعمرم دلم فقط جای تو ودیده ام درحسرت دیدارتوست
+نوشته شده درچهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 15:46 توسط من وعشق بي همتايم | تادنیا هست جزتو عشقی ندارم تانفس دارم قلبم لبریز ازعشق تو تانفس دارم طپش قلبم بخاطر تو تاجان دارم هرلحظه ام بیاد تو تادید دارم چشمانم به انتظارتو
+نوشته شده درچهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 15:10 توسط من وعشق بي همتايم |
عزیزم ....نفسم ....فرشیدم روزهاي خوب با هم بودنمان چه زود گذشت.... روزهايي که با چند خاطره تلخ و شيرين به سر رسيد و تنها يادگاراز آن روزها يک قلب شکسته بر جا ماند. روزهاي شيرين عاشقي گذشت و امروز من تنهاي تنها شدم و اينک دلم هواي تو را کرده است.... دلم تنگ است براي آن لحظه هاي شيرين با هم بودنمان! دلم براي گرفتن آن دستان مهربانت تنگ شده است.... کاش دوباره آن روزهاي شيرين عاشقي مان تکرار مي شد کاش دوباره مي توانستم آن صدايي که شب و روز به من آرامش مي داد را بشنوم.... دلم برای آغوش گرم ومهربونت تنگ شده عشقم تو رفتي و تنها چند خاطره که هيچگاه نمي توانم فراموش کنم بر جا گذاشتي... خاطره هايي که یاد آن دل عاشقم را مي سوزاند... دلم بدجوری برات تنگ شده فرشیدم... بر گرد! بيا تا قصه نيمه تمام عشق را با شيريني به پايان برسانيم... برگرد تا قصه من و تو پايانش تلخ و غم انگيز نباشد! دلم براي لحظه هاي ديدار با تو تنگ شده است... چه عاشقانه دستانم را مي گرفتي و در کنارم قدم مي زدي چه عاشقانه مرا دوست داشتي و به من ميگفتي که مرا دوست داری! چرا رفتي از کنارم؟تو رفتي و من تنهاي تنها در اين دنياي بي محبت با چند خاطره شیرین مانده ام.... بر گرد تا دوباره آن خاطره هاي شيرين با هم بودنمان تکرار شود.... دلم بدجور براي تو... براي حرفهايت.. درد دلهایت... احساس عاشقونت تنگ شده... عزيزم برگرد تا دوباره جان بگيرم و مني که اينک خسته از زندگي ام نفس بگيرم.... با آمدنت مرا دوباره زنده کن و احساس را در وجودم شعله ور کن تا عاشقانه تر از هميشه از تو و آن عشق پاکت بنويسم.... عزيزم برگرد تا دوباره جان بگيرم ومني که اينک خسته از زندگي ام نفس بگيرم فرشیدم ...عزیز دل من...تا بی نهایت عشق دوستت دارم همه زندگیم +نوشته شده دریکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 9:44 توسط من وعشق بي همتايم | |
عزیز دلم ...عمرم..جانم...قلبم...عشقم...خیلی خیلی دوستت دارم .نمی دونم چی کردی با این دلم که حتی سالها ندیدنت یک ذره از عشقم به تو را کم نکرده ...دوستت دارم تا زمانی که ضربان قلبم به گوش فلک می رسد....همیشه سلامت وشاد باش عشقم .عشق آسمونی من :دلم برا یک لحظه دیدنت خیلی تنگ شده پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من نوشته هاي پيشين مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 پيوندها طراح قالب |