تبليغاتX
دلتنگيهاي من براي عشقم
دلتنگيهاي من براي عشقم

همیشه به یاد تو زیبای زندگیم

بازم مثل همیشه فداتم  وبه اندازه دنیا دوستت دارم

من شهرستانم اگه ممکنه سریعا" تماس بگیر چون دارم ازدلتنگی میمیرم

خیلی دوستت دارم

منتظرم

جند روزه منتظرم دارم دبونه میشم تماس بگیر
نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1390ساعت 11:7 قبل از ظهر توسط من وعشق بي همتايم| |

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

فرشیدم تو را اندازه دوست داشتن،دوستت دارم. تو را اندازه دنیا دوست دارم. 

عطر وجودت را برای همیشه در کنارم حس می کنم. می خواهم دستانت را  

محکم در میان دستانم بگیرم تا احساسم را باور کنی.می خوام گرمی آغوشت را حس کنم

تو در قلب منی، دوستت دارم برای تا ابد باهم بودن. آرزوی قلبم فقط تو هستی. 

می خواهم تمام لحظه ها با تو باشم. تو رویای قشنگ زندگی من هستی. 

مهربانی دستانت را دوست دارم. تو همه ی زندگیم شدی. تو با دل من همراه شدی. 

من تو را دوست دارم. قلبم تنها برای تو می تپد. لحظه ی دیدن تو را آرزو می کنم.

فرشیدم لبانم لبانت را آرزو می کند وهمه ی وجودم گرمی آغوش تو رو می خواهد

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

برا همیشه عشق زندگیم بمان ، برا هميشه تنها دليل نفس كشيدنم باش

دوستت دارم دوستت دارم مهربونم ، دوستت دارم عشق آسموني من

مي خوام طعم شيرين بوسه هات رو حس كنم

دلتنگم برات ، دلتنگم برات ،عشق من

http://s2.picofile.com/file/7113123545/mikhahamat.jpg

نوشته شده در جمعه نهم دی 1390ساعت 10:42 قبل از ظهر توسط من وعشق بي همتايم| |

 

میخواهم تو را  ، در همین لحظه، همینجا،نیاز دارم به تو ، به تو  ای عشق بی همتا

میخواهم تو را ، تورا مي خواهم فرشيدم ، در همین لحظه ، همینجا،طاقت ندارم دیگر، حس کن احساس این دل

 تنها،بیا آغوشم باز است برایت ، بیا که بدجور تشنه ام برای بوسیدن لبهایت،میخواهم تو را ، در همین

 اوج بی قراری ام ، در سکوت تلخ اتاق خالی ام،میخواهم تو را ، برای تسکین این چشمهای بهانه گیر

میخواهم تو را ، برای درد دل با این قلب گوشه گیر،نیاز دارم به تو ، نه دیگر طاقت زندگی را ندارم، دور از

تو،میخواهم براي باقي عمر در كنار تو باشم عشقم نه اینکه همه ی روزها را در انتظار تو باشم

آنقدر انتظار بکشم تا تو بیایی ، چقدر آن لحظه تلخ است اگر نیایی، نه، تو می آیی ، می آیی و مرا با

خود به رویاها میبری ،میخواهم تو را در این لحظه ،،

از من نخواه که آرام بگیرم ،به خدا خیلی وقت است دلم به هوای آمدنت نشسته،دیگه دارم نفس کم

 می آورم در این هوای انتظار، دیگر دارم از حال میروم، تو به داد من برس ای عشق ماندگار

میخواهم تو را ، در همین لحظه ، همینجا ،دوست دارم تو را قدر تمام دنیا

فرشيدم بي تو هيچم، بي تو خيلي تنهام،  روزهای شیرین زندگی ام با تو بود،فرشيدم ببین که قلبم جز

به عشق تو نفس کشیدن دیگر کاری ندارد

دوستت دارم دوستت دارم تنها بهونه ي زندگيم

گل هاي قرمز يادته عزيزم؟

نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 10:20 قبل از ظهر توسط من وعشق بي همتايم| |

آرزوي دلم ، عشق آسموني من ،فرشيدم

دل مهربونت دريائي ، شاديهايت يلدائي ،يلدا مبارك همه ي زندگيم

 تمام شب هاي يلداي عمرم منتظرت مي مونم عزيزم

فرشیدم ، هم نفسم ، روياي شيرين زندگيم

تو عشق منی و من در قلب تو هستم

این اولین و آخرین بار بود که عهد عشق را با یک نفر بستم

تو چه هستی که با داشتنت  اینک دلم مثل یک دریا شده،دریایی پر از احساسات عاشقانه به

 تو ، دریای بی انتهای دلم برای تو ، تا هر کجایش که دوست داری برو.... 

تو نفس منی و جان منی و زندگی من ، دور نشو از کنارم که بدجور میگیرد دل من

قلبت درگیر آرزوهایم، داشتنت شبیه رویاهایم نمیخواهم تو نیزبیپوندی به خاطره هایم

همیشه برایم حقیقت بمان ، حقیقت هم نمی مانی همان رویا باقی بمان،تا به شوق این

 حقیقت و عشق این رویا زندگی کنم 

 

نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 9:49 قبل از ظهر توسط من وعشق بي همتايم| |

کاش میتونسم چشام راهدیه ات کنم و باتو درکنارت تاآخر عمرم با صدایت بانفسات زندگی میکردم

چشمی که به رخ یار ننگرد کوراست

عزیزم سلام پیشاپش یلدا رابهت تبریک میگم

واعتراف می کنم درعمرم همه شبها ازاین یلدا بلندتر بوده بجز شبهائی که تودرکنارم بودی

اون شبها که باتوبودم به اندازه ثانیه میگذشت کاش که تمام عمرم همه شبم ثانیه بود. 

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 7:21 بعد از ظهر توسط من وعشق بي همتايم| |

عزیز دلم، عشق شیرین زندگیم ، عمرم

امید وارم طولانی ترین عمر داشته باشی

وشادی هایت به طولانی عمرت باشد

برایت آرزوی خوشی وسلامتی میکنم

وآرزو دارم هرگز آخ درزندگیت نگی

یلدات مبارک

کاش میشداین شب یلدا باری دیگر درکنارهم بودیم

خیلی حسرتت رامی کشم دیگه نمیتونم دوریت راتحمل کنم

خواهشا دراین شب بیاد من وبخاطر من باچشای بسته هرلحظه که فرصت کردی جلوی آینه برو...یادت نره میدونی چقدر دلم بیقرار توست؟ میدونی دلتنگی امونم رو بریده ؟ دلم برا همه لحظات که با تو داشتم ، برای تک تک ثانیه هاش ، یه ذره شده
چرا سرانجام عشق ما اینجوری شد؟ چرا اینقدر از هم دور افتادیم؟
عشقم ، با هر نفسی که می کشم بهت میگم خیلی دوستت دارم
دوستت دارم ، دوستت دارم ، دوستت دارم

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 7:9 بعد از ظهر توسط من وعشق بي همتايم| |

نفسم ، تک ستاره ی قلبم ، همه ی وجودم ، عمرم ، فرشیدم

برای تو زندگی میکنم ، به عشق تو زنده هستم ، اگر نباشی دیگر نیستم
تویی که بودنت به من زندگی میدهد، هر جا بروی دلم به دنبال تو میرود…
عشق تو ، حضور تو، هوای بودنت به من نفس می دهد عزیزم ،تو اولین وآخرین عشق منی فرشیدم، تو در قلبمی و تنها نیستی ، تو مال منی و همه زندگی ام هستی…
همین که احساس کنم تو را دارم ، قلبم تند تند میتپد ، به عشق تو میگذرد روزهای زندگی ام…
 به عشق تو می گذرد روزهای  دلتنگی  با تو آغاز کردم و با تو میمیرم….
به هوای تو دلتنگ شدن و اشک ریختن کار همیشگی من است
بودنم به عشق بودن تو است ، اگر اینجا نشسته ام به عشق این انتظار است
در انتظار توام ، تا فردا ، تا هر زمان که بخواهی چشم به راه آمدن توام
خسته نمیشود چشمهایم از این انتظار ، میمانم و میمانم از این خزان تا پایان بهار
تا تو بیایی بعد این همه انتظار، تا عشقم رو دوباره ببینم ودر آغوش گرمش آروم بگیرم

نمیتوانم از تو بگذرم فرشید عزیزم ، به خدا نمیتوانم دور از تو بمانم، انتظارت را خواهم کشید ، تا آخرین لحظه ، تا آخرین حد نفسهایم….
نمیگویم که مرا تنها نگذار ، تو در قلبمی و هیچگاه تنها نمیمانم ، نمیگویم همیشه بمان ، تا زمانی که هستی من نیز میمانم ، اگر روزی بروی ، دنیا را زیر پا میگذارم ، نمیگویم تنها تو در قلبمی، نیازی به گفتنش نیست وقتی  که تو همان قلبمی… قلبی که تنها تپشهایش برای تو است ، زنده ماندن من به شرط تپشهای این قلب نیست ، به عشق بودن تو است !

دوستت دارم آرزوی محالم،دلم بوسه هات رو می خواد  فرشیدم، تو بگو با اینهمه دلتنگی چه کنم

دلم ميخواد الان دورترين لحظه ي بودنت نزديك بشه به اندازه ي يك نفس...

تو...

من...

فاصله ها...

به ياد مياورم ...

بودن باتو

بوسه های داغت

آغوش گرمت

حس کردن نفسات

فرشیدم دلم بودن با تو رو می خواد

د و س ت ت  د ا ر م


 

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آذر 1390ساعت 10:52 قبل از ظهر توسط من وعشق بي همتايم| |

فرشیدم ، همه ی وجودم ، نفسم

بنشین در کنارم ، دستهایت را بگذار در دستهایم ،نگاه کن به چشمهایم

نگاه کن

بیشتر نگاه کن ....

با تمام وجود دوستت دارم

با تمام وجود تو را میپرستم

من که تنها تو را دارم ، جز تو کسی را نمیخواهم

دلت هوای آغوشم  رو کرده ؟ بیا که من خیلی وقت است  دلم به هوای دیدنت  

بهانه آغوشت را کرده!

احساس پر از عشق ، همین است آرامش ، همان آرامشی که از تو میخواستم ،  

همان رویایی که همیشه آرزو میکردم

با   تمام   وجود   حس    میکنم   تو    فقط    مال   منی

این سکوت است که آمده تا تنها صدای تپشهای قلب هم را بشنویم، تا آرامتر شویم...

امروز روز من و تو است مثل روزهای دیگر که روز ماست

روزهای با هم بودن مقدس است ، هر روز ما روز عشق است!

روز به هم رسیدن ،روزی که با تمام وجود خوشبختی را حس کردم ، 

و شب و روز شکر میکردم او را که تو را به من داد

تو را دارم ، برای همیشه ای همنفسی که با تو نفس میکشم جان میگیریم  

و عاشقانه زندگی میکنم

عاشق زندگی ام ،چون زندگی من تویی ،عاشقم ،  عاشق عشقم ،چون عشق من تویی

عاشق غروبم چون آتش عشقت را در دلم شعله ور میکند ، 

آرزوهایم را زیباتر میکند

عاشق همه روزها ، ساعتها و لحظه های زندگیم چون تو را دارم عزیزم

عزیزمی ، عشقمی ،هستی منی ، الهی من فدای مهربونیهات،  

اشکهایت ، نگاه مهربانت ، حرفهایت شوم

بیا در آغوشم ، هیچگاه از کنار من نرو ،هیچگاه دستهایت را جدا نکن از دستهایم ،

همیشه بمان تا من نیز زندگی کنم به عشق بودنت !

به عشق بودنت سالیان سال زندگی کردن را دوست دارم ،

دلم نمیخواهد هیچگاه بمیرم ، عاشق تو بودن را دوست دارم

لبهای گرمت را بر روی لبانم بگذار تا به اوج عشق برسیم ،

تا بگویم به تو که لباهایت به شیرینی روزهای زیبای زندگیست ،

آغوشت آخرین سرپناهم در لحظه های عاشقیست!

بیشتر نگاهم کن ، که نگاهت مرا دیوانه میکند ، بگذار من دیوانه ،  

دیوانه تر شوم ، از اینکه با توام  همان لیلی قصه ها شوم

بیشتر نگاهم کن... همیشه در کنارم بمان عشق من...   

دوستت دارم عشق بی همتایم، رویای شیرین زندگیم

چقدر رویایی با تو بودن زیباست ،می بینی عشقم از اینکه حتی تو رویا تصور می کنم با توام

 خوشبختم وشاد. همیشه رویای شیرین زندگیم بمان فرشید من

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 4:43 بعد از ظهر توسط من وعشق بي همتايم| |

 

فرشید عزیزم ، آرزوی دلم

کاش میشد زندگی همیشه با هم بودن بود

در کنار هم ، با هم ، میساختیم رویای شیرینی که همیشه در سر داشتیم

تو میگفتی از آرزوهایت ، من مینشستم به پای حرفهایت

حس همیشگی من ، همان احساس قلبی تو است

لحظه های ناب من در اعماق قلب مهربان تو است

ساده تر مینویسم ، ساده تر حرف دلم را به تو میگویم

تا لحظه هایمان نیز صاف و ساده بگذرد

بیش از هر چیز بودنت مرا آرام میکند،  

وقتی نگاهم میکنی چشمهایت مرا خوشحال میکند

کاش میشد زندگی همیشه اینگونه بود، نه درد دوری ، نه بی قراری و انتظار

هر زمان نیستی در کنارم، به شنیدن صدایت نیز قانعم،

اگر روزی نشنوم صدای گرمت را،احساس بودنت در قلبم همیشه می تابد

می تابد و لحظه هایم را گرم میکند، گاهی دستانم هوس موهای نرمت را میکند

تا تو را نوازش کنم ، تا از قلبت خواهش کنم ، که همیشه با من بماند

بماند و بخواند آواز همیشه ماندن را

کاش میشد زندگی همیشه با هم بودن بود

کاش میشد در کنار هم ، با هم ،به سادگی میگذشتیم از پلهای انتظار...

من و تو با هم یکی شده ایم ، من و تو دو عاشقی شده ایم

که به زندگی خواهیم گفت همیشه با همیم! 

عشق آسمونی من ، فرشید عزیزم،در اين جهان هستي هيچ تکيه گاهي امن تر و بهتر از تو براي

 من وجود ندارد .
 
  تمام مشکلات را زمان هم آغوش شدن با تو از ياد ميبرم ..  زيرا زندگي من تو هستي  و انگيزه آن

 نيز باز تو هستي

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز


نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 4:25 بعد از ظهر توسط من وعشق بي همتايم| |

 

من بدون تو ....

آنـقـدر نـفـس مـی کـشـم

تـا تمـام شـود

هـمـه نفـس هـایـی کـه

سـراغ تـو را مـی گـیـرنـد . . .

عشم خدا تمام توان نفس گشیدنم را به توبدهد

چون بدون تو من مرده ای بیش نیستم

فقط درحسرت روزیم که دوباره بتونم درکنارت باشم به امید ان ...

نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 9:19 قبل از ظهر توسط من وعشق بي همتايم| |

                         

دلم هوایت را کرده است فرشیدم

در این غروب پر از دلتنگی در حالی که خورشید آسمان در پشت کوه ها به خواب می

رود و آسمان آبی سرخ و دلگرفته می شود دلم هوایت را کرده است
عزیزم.

در این خلوت عاشقانه ، در حالی که چشمانم از دلتنگی خیس خیس است و دستانم

محتاج دستان تو هست و آرزوی شانه های مهربانت را میکنم دلم هوایت را کرده


است
عزیزم.....

در این سکوت تلخ ، در حالی که حتی صدای نفسهایم را نمی شنوم ، و در حالی که

آرزوی آغوش گرمت را دارم ، دلم هوایت را کرده است عزیزم...در این لحظه های سرد و

نفسگیر ، در این لحظه هایی که تنهایی سر به سر قلب پر از درد من میگذارد و در حالی بغض

 غریبی در گلویم نشسته است ، دلم هوایت را کرده است فرشیدم...در این سرزمینی که هر

کس یاری دارد و هر کس یاوری ، در این ثانیه های کند و بی پایان و در حالی که من تنهایی در

 گوشه ای نشسته ام و سرم را بر روی پاهای خودم گذاشته ام ، دلم هوایت را کرده است

 عزیزم....در این شب بی ستاره ، در این شبی که مهتاب به خواب رفته است و آسمان وجودم

 
تاریک تاریک است ، دلم هوایت را کرده است
عشق من...در این دنیای بزرگ و در این سرزمین

بی محبت در حالی که پاهایم خسته از رفتن است و گونه ام خیس از اشک ریختن ، پیش خود

نام تو را زمزمه میکنم ، و آرزوی تو را دارم دلم هوایت را کرده است عزیزم...

دلم هوایت را کرده است عزیزم. دلم هوای تو را کرده است... دلم هوای بوسه های تو رو

 کرده است فرشیدم کاش بودی ، و کاش دلم را به حال و هوای دیگری می بردی...به حال و

هوای عاشقانه ... به حالی که شاد باشم چونکه در کنار تو هستم ، اشک شوق بریزم چونکه

در آغوشمی ، و لبخند بزنم چون که تو مال منی....فرشیدم بیا و با حضورت در کنارم حال و

هوای دلم را دگرگون کن... بیا تا تنهایی جای خالی ات را با حضور دوباره اش پر نکرده است بیا

با من باش عزیزم ، بیا که دلم هوایت را کرده است نفسم...بیا تا با آرامش زندگی خود را ادامه

دهم...

 وای که چقدر دلم برات تنگ شده فرشیدم ، چقدر دلم برات بی تاب شده عزیزم

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت 9:23 قبل از ظهر توسط من وعشق بي همتايم| |

عزیز  دلم ، عشق آسمونی من ، همه ی وجودم ، عمر من ، نفس زندگیم ، عشق بی

 همتایم ،هستی من، عشق اول وآخرم

فرشید مهربونم ،برای همه ی عمرم دوستت دارم ، دوستت دارم ، دوست دارم

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم سر رو شونه هایت بگذارم....از عشق تو.....از داشتن تو...اشک شوق ریزم منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش بگیرم بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام وجود قلبم وعشقم را به تو هدیه کنم اری من تورا دوست دارم وعاشقانه تو را می ستایم

تک ستاره قلبم، دلم بوسه های تو رو می خواد ، دلم آغوش گرمت رو می خواد ، دلم عطر

نفسات رو می خواد، دلم بیقرار توست عشقم

بدان که منهم مثل تو درحسرتت هستم

به اندازه تمام دنیا دوستت دارم

وبرای بوسه هات دلتنگم

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت 8:57 قبل از ظهر توسط من وعشق بي همتايم| |

فقط بدان باتمام وجود دوستت دارم

عشقم سلام

کاش دنیا هم دنده عقب و استپی داشت 

باتمام سرعت به اولین لحظه تنهائیمان بر می گشتم

 وتاقیامت درهمان جا ومکان که ... گرمی هم رااحساس می کردند تاقیامت استپ میکردم

 چون تواگه بامن باشی دنیا به اندازه نوک سوزن برام ارزش نداره

بابودنت دنیام کامل وبانبودنت پوچ وبیهوده است.

دریای دلت رامیخوام که خوددنیائی کامل است

چشمانت رامیخوام که ازتمام کهکشانها برام باارزش است

مرام وصداقتت که تمام خوبیها درآن نهفته است

  

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 6:4 بعد از ظهر توسط من وعشق بي همتايم| |

وقـتـــــی

دلتنــگ تو مـیـشـــم

وقـتـــی

عطرتـــنت  را مـیـخواهــــم

من به باد هم التــماس مــیـکنم

خدا که جای خود دارد

هوا که رو به سردی می رود بیشتر حس می کنم جای خالی تو رو تو آغوشم

چقدر دیر می گذرد زمان، وقتی نیستی

باور کن
حسادَتـــ دارد
وقتی از این همــِ توسهمــ ِ من
فقط مرور ِخاطراتی اندک بآشَد!!!

 

 

نوشته شده در دوشنبه نهم آبان 1390ساعت 8:21 قبل از ظهر توسط من وعشق بي همتايم| |

زیبا رویم سلام

امیدوارم تنها خوشی زندگیم همیشه شاد وسالم وسرحال باشی وهرگز درزندگیت جز من خیالی نداشته باشی

تنها توئی تمام زندگیم  وهرگز نشده دراین دنیا کسی بتواند حتی به اندازه یه تارمویت برام ارزش داشته باشد تو بهتر ازتمام خواندگان محترم این وبلاگ میدانی که من چقدردوستت دارم وبخاطرت حاظرم جان بدم واین یه تعارف نیست ومی دانی تمام وجودم وزندگیم راحاضرم به پات بریزم اما چه کنم که خداوند متعال ازمن تمام اختیارم راگرفته و همش مجبورم درحسرتت زندگی کنم .

بارون اشکم همیشه بخاطر تو بوده وهست . وچشمانم هیشه درحسرتت 

هرکس نوشته های زیبایت رامی خواند مرا سرزنش میکند اما هرگز ازپنجره دلم ودیدگانم به تونظر نکرده که بفهمد عاشق بودن من چطور بوده وهست

دنیاراباتواحساس کردم وازروزی که باتو آشنا شدم فقط معنی بودن رافهمیدم واگه تو حتی عشقت نباشد بخدا قسم که یک ثانیه این دنیا برام ازهزاران جهنم هم بدتر است ولی تمام این جهنم رابه امید روزی تحمل می کنم که درکنارت باشم

تو واقعا برام بتی واگه ازخدا نترسم خودت می دانی درحدپرستش دوستت دارم

هرگز آن کس که عاشق واقعی باشد بخاطر دوری و.... عشقش رافراموش نمی کند واگر لیلی ومجنون داستان شده اند تو که ازمجنونیتم بخاطر عشقت خبرداری ومی دانی که بخاطرت حاضرم زندگیم رابدم

خیلی دلم برات تنگ شده نمی تونم بانوشته ها برات بازگو کنم همان بهتر که درخلوت خودم بخاطر ت اشک بریزم وآرزوی دیدنت باشم  

 

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مهر 1390ساعت 7:49 بعد از ظهر توسط من وعشق بي همتايم| |

عمرم اولين ديدارمان يادت هست

سرم راازميز كاربلند كردم ديدم زيبا رويي داره بطرفم مي آيد مات ومبهوت نگاهت كردم

آنقدرشيفته متانت ووقارت شدم كه قلبم فرو ريخت وزبانم بند اومد وتو از تمام گلها زيباتر وهمانند طفل معصوم معصومترو وبدو اينكه به چشمام نگاه كني بخاطر كارت جلوي ميزم آمدي وباصداي دلنشيت ...

با خودم گقتم خدايا ميشه دوباره اين زيبا رو را يه بار ديگه ببينم باهر بار ديدنت عاشقتر وبا هربار شنيدن صدات ديوانه تر شدم تا اينكه فلك ستمگر تورا ازم گرفت كه تاعمردارم ستم بانيان وباعثانش  را فراموش نمي كنم وهرگز حلالشان نمي كنم ....

حال پس از اينهمه سال باز در حسرت ديدارت وشنيدن صداتم ، بخدا قسمت ميدم حداقل بتونم دوباره صدات رابشنوم  چون ديگه تحمل ندارم  .  فردا ساعت 6 عصر منتظر تماست هستم باهام تماس بگير ودنياي تارم راروشن كن بدون تو درجهنمم   مي دوني كه تورا ماوراي تصور دوست دارم و تو اگه باهام باشي بارتمام دنيا رابدوش ميكشم

هركس عاشق واقعي نباشه درد عاشق ر ونمي فهمه توكه خداي عشقي پس دردم رابهترازهمه ميفهمي

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم شهریور 1390ساعت 3:5 قبل از ظهر توسط من وعشق بي همتايم| |

فرشیدم رویای ناتمامم

چه زود فراموش شدم آن زمان که نگاهم از نگاهت دور شد

چه زود از یاد تو رفتم آنگاه که دستانم از دستان تو رها شد.
مقصد من در این راه عاشقی بیراهه بود ، اینهمه انتظار و دلتنگی بیهوده بود .
با اینکه دلتنگ هستم اما چاره ای جز تحملش ندارم ، خیلی خسته ام،راهی جز تنها ماندن ندارم.
چه زود قصه عشقمان به سر رسید اما آن دختر عاشق به عشقش نرسید.
چه زود آسمان زندگی ام ابری شد ،
آرزوی دلم تیدیل به رویا شد ، تنها ماندم و عشقم افسانه شد .

چه زود غروب آمد و دیگر طلوعی نیامد.
هر چه به انتظار آمدنت نشستم نیامدی ، هر چه اشک ریختم کسی اشکهایم را پاک نکرد، هر چه در گوشه ای نشستم و زانو به بغل گرفتم کسی نیامد مرا در آغوش بگیرد و آرام کند ، خواستم بی خیال شوم ، بیخیالی مرا دیوانه کرد ، خواستم تنها باشم ، تنهایی مرا بیچاره کرد .
چه زود گذشت لحظه های با تو بودن ، چه دیر گذشت لحظه های دور از تو بودن و زود  نگذشت آنگاه که تو رفتی و هیچگاه نیامدی .
باور داشته باش هنوز هم برای تو زنده ام ، هرگاه دیدی نیستم بدان که از عشقت مرده ام .
چه زود فراموش شدم آن زمان که دلم برایت خون شد.

تازه میخواستم با آن رویاهای عاشقانه ای که در سر داشتم تو را خوشبخت کنم ، میخواستم عاشقترین باشم ، برای تو بهترین باشم ، اما نمیدانستم دیگر جایی در قلبت ندارم . چه زود فراموش شدم آن زمان که دیگر تو را ندیدم .

نوشته شده در جمعه بیست و یکم آبان 1389ساعت 9:55 قبل از ظهر توسط من وعشق بي همتايم| |

سلام عزیزم دلم برات خیلی تنگ شده منتظرم باهام تماس بگیرمن نتوانستم منتظرم
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 0:55 قبل از ظهر توسط من وعشق بي همتايم| |

حتما سریعا با من تماس بگیر منتظر هسنم متشکر
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 0:42 قبل از ظهر توسط من وعشق بي همتايم| |

عزیز دلم،مهربونم،عشق بی همتایم ،تک ستاره قلبم ،همه ی وجودم ،امروزم ،دیروزم ،فردایم ،عشق شیرین زندگیم ، فرشیدم ،ازت ممنونم نفسم بالاخره اومدی به خونه دلتنگیهامون سر زدی برام نوشتی حداقل اینجوری از دلواپسی در اومدم،میدونی چقدر دلم برات تنگ شده؟میدونی عشقم چقدر بی تاب توام ؟خدا شکر بالاخره ازت خبری گرفتم ،خدا راضی نشد بیشتر از این زجر بکشم وغم دوریت وبی خبری ازت داغونم کنه

وای که چقدر دوستت دارم ،چقدر خوشحالم که هستی ،عشق منی ،دنیای منی ،درسته سهم من نشدی ولی باز خدا رو شکر که هستی وبودنت بهم جون میده،اینهمه مدت که ازت خبر نداشتم دیوونه شدم ممنونم عزیز دلم که برام نوشتی

هر اتفاقی بیفته ،حتی اگه چندین سال بری ویادم نکنی من همیشه باهاتم ،همیشه ی خدا دلم پیش توست،همیشه تنها  برای تو نفس می کشم ، بودنت تنها دلیل بودنم هست،من راضیم به این که باشی  حتی اگه  کنارم نباشی ،سهم من از زندگی وعشق دوری واشک وغم وحسرت بود .تا آخر عمرم بزرگترین حسرت زندگیم خواهی ماند ،قلبم درد میاد از اینهمه فراق ودوری ،همیشه تو زندگیم تو رو کم دارم،همیشه غم بزرگ تو دلمه،تو خودت میدونی چقدر دوستت دارم ،میدونی عشق ما یه چیز الکی وبیخود نبود ،عشق ما یه عشق آسمونی ومعجزه خدا بوذ ،هیشگی نمی تونه دلای ما رو از هم جدا کنه درسته جسمامون ر و  از هم جدا کردند به هم نرسیدیم  ولی دلامون همیشه پیش هم هست،با یه دنیا عشق دوستت دارم،اگه قرار باشه این دنیا بهت نرسم مطمئن باش عشق من ،اون دنیا منتظرت می مونم چون میدونم ما بالاخره بهم می رسیم ،دوستت دارم فرشیدم ،خیلی دوستت دارم .

ببخش که من نتونستم دیروز باهات تماس بگیرم اگه برات ممکن هست ومیشه  یه وقت دیگه بگو بهت زنگ بزنم یا خودت بهم زنگ بزن ، مشکلی نیست .چقدر دلم می خواد همین حالا باهات حرف بزنم ،چقدر دلم برات تنگه تنگ شده ،دوستت دارم همه ی زندگیم ،منتظرتم تا آخر عمر،حتی تو اون دنیا

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 8:42 قبل از ظهر توسط من وعشق بي همتايم| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ