دلتنگيهاي من براي عشقم |
همیشه به یاد تو زیبای زندگیم |
|
عزیز دل من فرشید مهربونم امروز بهترین روز عمر من بود بعد از این همه سال دوباره دیدمت باورم نمیشه بعد از دوازده سال عشقم رو دیدم صبح با هام تماس گرفتی گفتی میای منو ببینی باورم نمیشد فکر میکردم داری باهام شوخی می کنی گفتی نیم ساعت بعد میرسم شهرتون ...وای خدا قلبم داشت ازجا کنده می شد. یعنی واقعا من بعد از دوازده سال دوری از عشقم امروز می تونستم ببینمش .فکر می کردم دارم نفس کم میارم آروم وقرار نداشتم آخه این همه سال مدام به همچین روز ي فکر میکردم کلی نقشه برا این روز کشیده بودم نمیدونستم بعد این همه سال همدیگرو می بینیم چه جوری میشه عشقم امروز بهترین روزی بود که خدا برام رقم زد مثل اولین روز آشنایی همون جور ساده، ساده وبی ریا ....برق تو چشات همونی بود که سالها پیش منو تو شهر غریب عاشق خودش کرد عزیزدل من، عشق پاک وآسمانی من ،دیوانه وار دوستت دارم امروز هر چه قدرخدارو شکر کنم بازم کمه .فکر میکردم هیچوقت نمی بینمت ولی خدا همون جوری که خیلی راحت عشق تو رو در دلم نهاد امروز همون جوری خیلی راحت بدون هیچ مقدمه وبرنامه ریزی همدیگرو دیدیم وای خدا امروز همه دنیا مال من شد. عشقم،عزيزم،جان من،همه وجودم ،فرشيدم لمس كردن دستات بعد از اينهمه سال باورنكردني بود همش به خودم ميگفتم يعني اين فرشيد منه كه پيشمه ...ممنونم ازت به خاطر اين سورپرايزي كه بعد اينهمه سال برام داشتي. اين دوماه كه ازت خبرنداشتم خيلي ازت ناراحت بودم همش با خودم مي گفتم فرشيد فراموشم كرده منم فراموشش مي كنم ولي عزيزم با ديدنت همه ناراحتيهام تموم شد تو امروز بهترين هديه رو به من دادي ديدنت بعد اين همه سال ...... درسته فقط يه ساعت تونستيم همديگرو ببينم(اونم بيرون) ولي اينم خودش برام خيلي بود عزيزدل من هنوز جاي بوسه هات رو احساس ميكنم هنوز داغي لبات روي لبامه ...چقدر دلم برا آغوش گرمت برا داغي لبات تنگ شده بود الان دارم دست رو لبام مي كشم هنوز باور نشده تو اين لبارو بوسيدي خداي من چه احساس قشنگيه تو بغل عشقت باشي و با تمام وجود احساسش كني يادته همديگرو ديديم گفتي من عوض شدم؟ منم گفتم نه ،درسته عشقم تو برام همون فرشيد مهربوني هستي كه سالها پيش تو يه شهر غريب منوعاشق خودش كرد تو هيچوقت عوض نميشي منم پرسيدم من چي ؟فرق كردم گفتي نه مثل همون موقع ها .....شايدم برا دلگرمي من گفتي ..نميدونم ولي من خيلي خوشحالم ،گفتي دلت برا ديدن چشام خيلي تنگ شده .عزيزم من چقدر خوشبختم كه تو عشق من شدي ،واي خدا،موقع خداحافظي وقتي چشام رو بوسيدي يه جوري شدم مگه چي مي شد ما دوتا مال هم مي شديم ولي خوب شايد سرنوشت ما دوتا هم اين بود عزيزم جاي بوسه هات هميشه روي لبام ،گونه هام،وچشام باقيست.اينو بدون، هميشه عشق تو در قلب من زنده هست .فرشيدم تا لحظه مرگم عشق به تو ودوست داشتن تو در همه وجودم جاريست امروز بهترين ورويايي ترين روز عمر من بود ازت خيلي ممنونم عزيزم ،رفتي بازم حسرت رو دلم موند من از باتو بودن هيچوقت سير نميشم هنوزم فكر ميكنم امروز هرچي اتفاق افتاد يه خواب شيرين وباورنكردني بود ومن هنوز تو خوابم. باور نمی کردم یه روز بتونیم دوتایی کنار همدیگه وبلاگمون رو آپ کنیم ازت ممنونم دوست داشتن تو وعشق به تو چقدر زيباست دلم برات خيلي تنگ ميشه عزيزم.بهت گفتم ديروز دعاي نادعلي كبير رو خوندم من به اين دعا خيلي اعتقاد دارم هميشه وقتي ۶ بار اين دعا رو بخونم هرچي از خدا بخوام بهم ميده ومن ديروز اين دعا رو به نيت تو خوندم ،از خدا خواستم منو از بي خبري دربياره ،ازش خواستم يه جوري بشه تو باهام تماس بگيري وامروز دعاي من مستجاب شد و خداوند جواب اين همه سال دلتنگي مارو با ديدن همديگه داد .خدايا شكرت عزيز دلم ممنون بابت نوشته زيبايت كه تو پست پايين برام گذاشتي تو را میخواهم برای همیشه ، تا آخرین نفس ، آخرین نفسی که به عشق تو با همان نفس آخر از این دنیا بروم ! دوستت دارم عشق بی همتایم دوستت دارم با همه وجودم وقتی که در قلبم نشستی ، وقتی که عهد عشق را با من بستی ، با عشق عهد بستم که قلبم همیشه وفادار بماند! جات هميشه پيش من خاليه مواظب خودت واون دلي كه منو عاشق خودش كرد باش می بوسمت عزیز دلم حتما نظرات تایید نشده وبلاگمون رو بخون عزیزم
حتماآخرین نظرات وبلاگ رو بخون عزیزم
+نوشته شده درپنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 19:57 توسط من وعشق بي همتايم | گل هميشه بهارم بخدا قسم بازسرترين گل روي كره خاكي هستي بخدا برام ازتمام خوبرويان هردوعالم زيباتري تودنياي مني توتمام هستي مني ومن تاآخردنيا فقط عاشق توهستم
(ممنونم عشقم به خاطر حرفای زیبات ،تو هم همه دنياي مني فرشيدم) +نوشته شده درپنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 11:15 توسط من وعشق بي همتايم |
سلام عزیزترینم ...سلام بي وفايم ... سلام رفیق دل تنگی....سلام عشق راه دورم.... سلام دلیل تپش های قلب عاشق وبیقرارم ...سلام تك ستاره قلبم ...سلام نفسم ...
سلام فرشيدم عزيز دلم ،دلم برات يه ذره شده عشقم .نميدونم كجايي ؟چيكار مي كني؟ چرا ازم يادي نميكني؟ دلم برات خيلي تنگ شده عزيزم ،توچي عشقم؟ دلت برام تنگ نشده؟ نه تماسي ونه نوشته اي ؟ گفتي تا آخر تيرماه گرفتاري زياد داري وكارات زياده . گفتي بعد تيرماه وقت بيشتري برام ميذاري ولي عزيز دلم تيرماه تمام شده مرداد هم داره تموم ميشه ومن هنوز منتظرم .ولي تو نيستي .نميدونم سرت به چي كاري گرمه كه حتي فرصت نميكني از عشقت خبر بگيري من دلم برات خيلي خيلي تنگ شده باور كن عزيزم كلي حرف نگفته دارم كه رو دلم سنگيني ميكنه عزيزم اول وآخر هر چي تو زندگيم دل تنگی برا توست( دل تنگی برای تو منو داغون کرده نفسم) من منتظر میمونم عشقم .....می خوام ببینم کی به یاد من می افتی می دو نی چطو ری منتظرم... هر شب با خیال خام با تو بودن می خوابم . هر صبح به امید دیدنت از رختخواب بلند می شم. طا قتی که بهم داد ی دیگه داره یواش یواش تموم می شه بهت گفتم که من بی تو آروم آروم نفس می کشم تا نفسهام تموم نشه. کا ش می تو نستم انتظار و از لغت نا مه ها حذف کنم یا که فرا موش کنم من منتظرم اما نمی شه من با تو بو دنو نبو دنم همش یکیه، با تو بودن عاشقم و نگران بی تو بودن و بی تو بودن عاشق ترم و نگران با تو بودن فرشیدم ببین چه تنها شدم من مانده ام و تنها یادی از تو نمی دانم چرا از من دور شدي نمیدانم برای من رفتی یا برای غرورت ای کاش نمی رفتی من بي تو یک مرده ام بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد دوستت دارم نفسم +نوشته شده دریکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 8:58 توسط من وعشق بي همتايم | فرشید بی وفایم دلم هوای آغوشت را کرده است..عزیز دل من !!! بغض کرده ام..بغضی سنگین..چرا نمی بارد آسمان این دل؟ شانه ات را کم دارم......! دلم برایت تنگ شده خیلی..خیلی!!! آخر یکی نیست به تو یاد آوری کند که مرا چه به تحمل دوری تو؟ مرا چه به این همه تحمل فاصله؟ من اینجا بی تو می سوزم. می سازم. می نویسم. می بارم و تو.. چقدر دلم می خواهد بودی اینجا کنارم...سرم را روی شانه ات می گذاشتم و آنقدر می باریدم تا آرام شوم..آرام...دستانم سرگردان دستانت شده است....کجایی؟!! تمامش کن..تمام کن این همه نبودن را..ندیدن را..نفهمیدن را.....تو میتوانی..باور کن!!! چرا یادی ازم نمی کنی تک ستاره قلبم؟ عشق شیرین زندگیم: خسته ام... به اندازه تمام نبودن هایت به اندازه تمام ندیدن هایت به اندازه تمام روزهای نیامده تمام بغض های نشکسته.... به وسعت نبودن دستانت به اندازه داغی لبانت خسته ام.....!!! دوستت دارم فرشیدم
+نوشته شده دردوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 12:24 توسط من وعشق بي همتايم | دلتنگی از کسی که دوستش داشتم و عمیق ترین درد ها و رنجهای عالم را در رگهایم جاری کرد ! درد هایی که کابوس شبها و حقیقت روزهایم شد٬ دوری از تو حسرتی عمیق به قلبم آویخت و پوست تن کودک عشقم را با تاولهای دردناک داغ ستم پوشاند . دلتنگی برای کسی که فرصت اندکی برای خواستنش ٬ برای داشتنش داشتم. دلتنگی از مرزهایی که دورم کشیدند و مرا وادار کردند به دست خویش از کسی که دوستش دارم کنده شوم .
رنجی انچنان زندگی مرا پر کرده است٬ آنچنان دستهای مرا از پشت بسته است٬ آنچنان قدمهای مرا زنجیر کرده است که نفسهایم نیز از میان زنجیر ها به درد عبور می کنند . . . دوست داشتن تو چنان تاوان سنگینی داشت که برای همه عمر باید آنرا بپردازم ... و من این تاوان سنگین را با جان و دل پذیرا شدم . همه عمر ٬ داغ تو بر پیشانی و دلم نشسته است و مرا می سوزاند . تو نمایش زندگی مرا چنان در هم پیچیدی که هرگز از آن بیرون نیایم. . . آنقدر دلتنگ دوریش هستم .. آنقدر دلتنگ سرنوشت خویشم .. آنقدر دل آزرده عشق تو هستم که همه هستیم را خوره بی کسی و تنهایی می جود . . . به او عشق می ورزم به او که با چشمان زیبا ونگاه معصومانه اش دل مرا ربود به او که لبهایش از اندوه من می لرزند . به او که دستهای نیرومندش ٬عشقی که سالها پیش اجازه اش را از من گرفتند جرعه جرعه به من می نوشاند . . . . . به او که چشمهایش در عمق سیاهی می خندید و دنیایم را ستاره باران می کرد. به او که باورش کردم و دل به او باختم به او که دلم می خواهد در آغوشش چشمهایم را بر هم بگذارم و هرگز ٬ هرگز ٬هرگز به روی دنیا بازشان نکنم . به او که تکه ای از قلب مرا با خود برد به او که مرزهای سرنوشت ٬ سالها پیش دوریش را از من رقم زده است. سراسر زندگیم را اندوهی پر کرده است که روزها و ماهها از این سال به سال دیگر آنها را با خود می کشم و میدانم که زمان ٬ شاید زمان ٬ داغ مرا بهبود بخشد ولی هرگز فراموش نخواهم کرد که از پشت این دیوار شیشه ای نگاهش چگونه عمق وجودم را لرزاند . لبهایش لرزش لبهایم را نوشید و دستانش ترس تنم را چید و نفسهایش برگهای رنگین خزان را به باران عاشقانه بهار سپرد به اوکه همه وجودم شد برای او که عاشقانه دوستش دارم ( برای فرشید مهربونم)
+نوشته شده درپنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 8:56 توسط من وعشق بي همتايم | عشق شیرین زندگیم...فرشیدم نیاز من آن گرمای آغوش مهربانت هست ، نیاز من آن شیرینی بوسه های پر محبتت است.... آرزوی من گرفتن دستان گرمت هست و کار من در این لحظات انتظار دیدن آن چهره مهربانت است.... بی قرارم عزیزم ، بی قرار دیداری دوباره با تو ، و بی قرار آنم که دوباره با هم در شهر عشق در کنار هم قدم بزنیم و بار دیگر خاطرات شیرینی را بر جا بگذاریم .... کاش بودی و بار دیگر آن خاطرات شیرین با هم بودنمان را تکرار میکردیم..... زمانی که من بار دیگر تو را از نزدیک ببینم ، بی نیاز بی نیازم و اگر باردیگر تو را از تمام وجودم حس کنم دیگر آرزویی دردلم برجا نخواهد ماند..... وقتی به عاشقانی که دست در دستان هم گذاشته اند و در آغوش هم میباشند نگاه می کنم حسرت در کنار تو بودن در دلم می ماند و آنگاه آرزو میکنم که ای کاش در کنارم بودی تا با افتخار در کنار تو قدم بزنم و به آنها بگویم که آری من نیز عاشقم و به داشتن چنین عشقی افتخار میکنم...... نیاز من نگاه به آن چشمهای زیبایت است ، نیاز من آن خنده های عاشقانه ات است.... بی قرارم ای عزیز راه دورم ، و در انتظار به سر رسیدن فصل های تابستان وپاییز زمستان و بهارم.... میشمارم تک تک ثانیه ها را ، پشت سر میگذارم زمستان و بهار را ، در برابر باد سرد فاصله می ایستم تا لحظه به تو رسیدن و در آغوش تو آرام گرفتن ، فرا رسد! نمی دانی که بدجور دلتنگ تو هستم عشقم و نمیدانی که چقدر دلم برای صدای قدمهایت ، راه رفتن در کنارت ، بوسه بر لبانت ، دست گذاشتن در دستانت آغوش گرم ومهربانت و نگاه به چشمانت تنگ شده است..... و باز باید این انتظار تلخ را پشت سر بگذارم تا لحظه ای که سال هادر انتظار آن بودم فرا رسد! آری لحظه ای که من عشقم را با تمام وجود احساس خواهم کرد..... دوستت دارم فرشید مهربونم
+نوشته شده درجمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 11:12 توسط من وعشق بي همتايم |
فرشيد مهربونم همه وجودم
وقتی تو باشی ، زندگی برایم زیباست ، عاشقی برایم بامعناست! وقتی تو باشی ، قلبم بی آرزوست ای تنها آرزوی من در لحظه های تنهایی! وقتی تو عزیز دلم باشی ، همدمم باشی ، سرپناهم باشی ، طلوع آفتاب برایم آغاز یک روز پرخاطره دیگر با تو است عزیزم ! تو هستی ، برای من هستی ، تا آخرش همه هستی ام هستی ، حالا من هستم و یک عشق پاک در قلبم ! وقتی تو باشی ، عشق در وجودم همیشه زنده است ، میتپد قلبم تنها برای تو ، میگذرد لحظه ها به یاد تو و می ماند برای همیشه یک عشق جاودانه در قلبهایمان!
وقتی تو عشق من باشی ، این چشمها برای دیدن تو بی قرار و بی تاب میشود ، حضور تو در کنارم تنها آرزویم میشود ! وقتی تو همدمم باشی ، دیگر تنهایی با من بیگانه میشود ، غم و غصه های دنیا در قلبم فراری میشوند ! تو باش ، عزیز دلم باش ، عشقم باش ، دنیا برایمان بهشت همیشگی میشود! وقتی تو باشی ، وقتی تو همه زندگی ام باشی ، این دل فدای قلب مهربانت میشود، چشمهایم همیشه منتظر دیدن چهره مهربونت میشود ! وقتی تو باشی ، من نیز هستم ، زیرا تو درون قلبم هستی ! پس با من باش ای عشق جاودانه ام ، ای تو که بی تو بودن برایم به معنای خواب همیشگیست! وقتی تو باشی .....
+نوشته شده درجمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 10:13 توسط من وعشق بي همتايم |
عشق شيرين زندگيم ،نفسم، فرشيدم: آرزو دارم همیشه در کنارم باشی ، یار و یاورم باشی ،سرپناهی برای این قلب عاشقم باشی! آرزو دارم تکیه گاهم باشی ، من دردی در سینه باشم و تو دوایم باشی! آرزو دارم همه هستی ام باشی ، زندگی به کامت باشد و همیشه شاد باشی! آرزو دارم تنها برای من باشی ، قلب من در سینه ی تو و قلب تو در سینه ام باشد و ما هر دو در قلب هم باشیم! آرزو دارم که به آرزوهایت برسی ، تو خوشبخت باشی و من نظاره گر باشم ! من که از دار دنیا تنها تو را دارم ، آرزو دارم همیشه با من باشی ! من که از تو چیزی جز وفا نمیخواهم ، آرزو دارم همیشه با وفا باشی! آرزوهایم را زنده کن ای عشق من ،اگر چه از هم خيلي دوريم! مرا همیشه در کنار خودت حس کن ! من که هر جا میروم ، با تو هستم ، گرچه در کنارم نیستی اما تنها نیستم! آن قلب مهربانت هوای مرا دارد ، میگویم دوستت دارم ، برایم میتپد! آرزو دارم همیشه قلبت به عشق من بتپد، نمیگذارم غم بیاید و قلبت را بشکند! ای تنها آرزوی من ، آرزو دارم روزی بیاید که دیگر هیچ آرزویی جز همیشه با هم بودن در دلهایمان نباشد! دوستت دارم تک ستاره قلبم
+نوشته شده درجمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 10:6 توسط من وعشق بي همتايم |
فرشیدم نمیدانی که چقدر دلتنگم ، بیقرارم برای یک لحظه در کنار تو بودن ! تا قلبم به عشقت تند تند بتپد و آغوشم به استقبال آغوش گرم تو رود! نمیدانی که چقدر بی تابم ، دلتنگ لحظه دیدارم ، برای نفسی تازه ، برای حضوری عاشقانه ! تا به عشق تو لحظه هایم بهاری شود ، تا امیدوار شود دلی که به عشق تو لحظه شماری میکرد تا ببیندچهره مهربان تو را و ببوسد گونه مهربان تو را! هر چه زمان میگذرد ، دلتنگی هایم بیشتر میشود ، آنگاه که شب و روز بیقرارم ، بیشتر از گذشته عاشقتر میشوم! نمیدانی که در حسرت عشق تو نشسته ام ، با اینکه در غم عشق ننشته ام و به عشق تو زنده ام اما در حسرت یک لحظه نگاه به چشمان زیبای توام! نمیدانی ، تو نمیدانی که چقدر دوستت دارم، تو نمیدانی که اگر یک لحظه تو را ببینم ، انگار که دنیا را به من داده اند! چقدر دلتنگم ، بیقرارم ، دیگر آرزویی جز در کنار تو بودن ندارم ، منتظر می مانم ، تا عشقم را دوباره ببینم! عشق من با تمام وجودم دوستت دارم
+نوشته شده درجمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 9:53 توسط من وعشق بي همتايم |
سلام نفس من : گرمي تو از آفتاب ظهر روزهاي تابستاني هم گرمتر است مگر نه؟ چقدر برايت دلتنگم! آيا برايت مهم است كه دوستت دارم؟ هر قدر كه دلت مي خواهد بي اعتنا باش ، تحويلم نگير ، بي تفاوت از كنارم رد شو ، من پا پس نمي كشم ، خم به ابرو نمي آورم ، زانو نمي زنم ، تو را مانند يك قديس در معبد دلم ستايش خواهم كرد ، شنيده ام كه خوبان همه بي وفايند و از رحم و مروت بويي نبرده اند ... خوش به حالت! خوش به حالت كه ديوانه اي مثل من داري ! كه روز و شب ذكر لبانش اسم توست ! با ياد تو مي خوابد و با ذكر نامت بيدار مي شود ... و همه جا به جستجوي توست ... و هيچگاه خسته اش نمي شود !!! سلام خون جاري در رگهاي من ؛ مي داني تنها آرزوي من اين است كه يكي از خواستني هايت باشم ، يا آرزويي زود گذر ، دلبخواه تو ، يعني هماني كه تو دنبالش هستي!!! جايي بروم كه تو بخواهي ، حرفي بزنم كه تو مجذوبم شوي ، شعري بسرايم كه مورد طبع تو باشد ، هوايي شوم كه تو نفس مي كشي ، وقتي بميرم كه تو بخواهي ، جايي به خاكم بسپارند كه گاهگاهي تو از آنجا عبور مي كني ........... سلام دليل تپشهاي قلب بي تاب و بي قرار من ؛ ايرادي ندارد اسمت را براي هميشه بر روي سردر قلبم بنويسم؟ عيب ندارد تو ننويس ، من مي نويسم ، مي نويسم بر تمامي كاغذهاي سپيد ، ديوارهاي سنگي ، تنه چوبي درختان ، سنگهاي سياه كوهستان ، كه تو را دوست دارم براي تمام عمر ، تا پايان جاده هاي پر پيچ و خم زندگي ، تا انتهاي محل نفس كشيدن ، تا غروب واپسين لحظه عمر ...... سلام روشنايي چشمان من ؛ من با اين دل خون شده ام چه كنم ؟ با اين كاسه لبريز از صبر شده چه كنم؟ با اين شكستنهاي پياپي چه كنم؟ دلت كه هيچ ، چشمها، دستها، نوازشها ، لبخندها ، شانه هايت هم مال من نيست ! كاش ميدانستم از آن چه كسي است ؟خوش به حالش مگر نه !؟ سلام يكي يكدانه قلبم ؛ من براي هميشه منتظر مهربان شدنت هستم ، مهربان شوي ، يخهاي غرورت ذوب شوند و از سر عشق و مهرباني به سراغم بيائي و بالاخره به اين نتيجه برسي كه ديوانه تر از من را هيچ كجاي دنيا نخواهي يافت و دستان سخاوتمندت را در دستان من بگذاري و براي هميشه پيشم بماني يعني هميشه سلام ... خداحافظي هرگز .........!!!! +نوشته شده درسه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 9:2 توسط من وعشق بي همتايم | فرشیدم کی میای یه خط برام بنویسی خیلی غصه می خورم عشقم خیلی .... دلم برات خیلی تنگ شده عزیزم امروز ۱۹ اردیبهشت ماه ومن همچنان منتظرم عزیز دل من ...فرشیدم تصمیم گرفتم تا زمانی که ازم یادی نکنی این نوشته هام همچنان تو ثبت موقت بمونند عزیز دلم ...عشقم یعنی یه کوچولو هم دلت برام تنگ نشده؟ اينجا گونه هاي من دست هاي مهربانت را کم دارد براي پاک کردن اشک هايي که نبودنت سرازيرشان کرده... امروز ۲۲ اردیبهشت ماه : بازم که نیومدی برام بنویسی عزیز دلم ...نمیدونم قلبت برا کی میتپه؟ بازم نیستی عشقم نمیدونم کی ازم یادی میکنی (عمرم هر نفسم به یاد تو وبرای توست) امروز۱۷ خردادماه ومن همچنان منتظر"(دلم برات یه ذره شده فرشیدم) +نوشته شده درشنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:17 توسط من وعشق بي همتايم |
اعتراف عاشقانه برای فرشیدم
کردم واسیر قلب وفادارت شدم ! آنقدر مهر و محبت در دلت است که باور کردم مثل تو هیچکس در این دنیا نیست! آنقدر ساده و بی ریایی که مهرت در همان لحظه اول به دلم نشست ! مهرت مثل یک شبنم بر روی گل ، مثل بوسه ای از سوی تو ، چه عاشقانه به دلم نشست ! آغاز با تو بودن چقدر زیبا بود .چه عاشقانه به دلم نشستی! آغازی که گویا هیچگاه پایانی نخواهد داشت ، احساس نمیکنم لحظه تلخ جدایی را! تو بهترینی ای مهربان ، تو برترینی در میان همه عاشقان! زندگی من با بودن تو بهار می شود ، این قلب بی طاقتم تا آخرش برای قلب پاکت است! آنقدر برایم عزیزی که این دلم لحظه به لحظه آرزویش در کنار تو بودن است عزیزم ، دلم برا ی آن لحظه هایی تنگ شده که در کنارم بودی با آن صدای مهربانت ، درد دل های عاشقانه ات رامی گفتی و من نگاه به چشمهای مهربانت می کردم و گوش می کردم به حرفهای شیرینت ،کاش می توانستم دستانت را در دستانم بگیرم و بگویم که خیلی دوستت دارم !چه زیباست آن لحظه که سکوت فضای عاشقانه ما را فرا میگیرد ، لحظه ای که تو به چشمهایم خیره میشوی و من نیز با صدای آهسته میگویم دوستت دارم و سکوت را با این کلام مقدس میشکنم !اگر بگویم تا آخرش با تو هستم ، اگر بگویم که هیچگاه تو را تنها نمیگذارم باور میکنی؟باورش خیلی سخت است ، در این زمانه که دلهای بی وفا فراوان است اما تو ای همیشه ماندنی باور کن که با تو میمانم تا آخر راه زندگی !اگر بگویم جز تو هیچکس را در زندگی ام ندارم ، اگر اعتراف کنم که تنها تو را در قلبم دارم باور میکنی که من چقدر تو را دوست دارم ؟باور کردنش سخت است اما امتحان آن مجانیست ، قلبم را از سینه بیرون می آورم تا باور کنی که تنها تو درون آن هستی اما بعد از آن قرار ما بر سر مزار من است !پس میخواهی باور کن ، میخواهی باور نکن اما به عشق پاکمان قسم باور کن که خیلی دوستت دارم..... خیلی دوستت دارم... خیلی دوستت دارم ............ دوستت دارم جان من +نوشته شده درپنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:28 توسط من وعشق بي همتايم |
هیچ موقع ان لحظه ای رو یادم نمی ره لحظه رفت ..اوهم رفت ... پ ن : بعد فهمیدم ان خودش بوده که دنبال لحظه می دویده که ببرتش ... پ ن ۲ : گاهی می گم خو ش به حال لحظه ... فرشیدم: دوستت دارم به آن اندازه ای که عاشقم ، عاشق یک عاشق واقعی ، عاشق تو.... عاشقی که برای رسیدن به تو لحظه شماری میکند ، به عشق این لحظه های انتظار دوستت دارم.... به اندازه تمام لحظه های زندگی ام تا آخر عمرم عاشقم ! به عشق اینکه تو را تا آخرین نفس دارم ، دوستت دارم !
به عشق تو به آسمان پر ستاره خیره میشوم ، به اندازه تمام ستاره های آسمان دوستت دارم! به عشق دیدنت بی قرارم ، حالا که تو را دارم هیچ غمی جز غم دلتنگی ات در دل ندارم،به اندازه تمام لحظه های بیقراری و دلتنگی دوستت دارم ... من که عاشق چشمهایت هستم ، عاشق گرفتن دستهای مهربانت هستم ، به عشق نگاه به آن چشمهای زیبایت دوستت دارم.. لحظه های عاشقی با تو چقدر شیرین است ، آن زمان که با تو بودم چقدر خوشبخت بودم به شیرینی لحظه های عاشقی دوستت دارم ! من که تنها تو را دارم ، از تمام دار دنیا تنها تو را میخواهم ، تو تنها آرزویم هستی به اندازه تمام آرزوهایم که تنها تویی ، به اندازه دنیا که میخواهم دنیا نباشد و تنها تو برای من باشی ، به اندازه همان تنهایی که یا تنها با تو هستم و یا تنها به یاد تو ای عشق من ، ای بهترینم به عشق همه این عشقها دوستت دارم ! +نوشته شده درپنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:15 توسط من وعشق بي همتايم |
سلام بهونه قشنگ من برای زندگی سلام عشق رویایی من ..سلام نفسم ....خوبی عشقم؟خوشی؟...دیگه ازم یادی نمیکنی راحتی ؟ دیگه مزاحمت نمیشم راحتی؟ دیگه بهونه دستت نمیدم برا اینکه سرم داد بزنی وبگی کار دارم.. درگیرم ...ولم کن ...راحتی عزیزم؟ دیگه صدامو نمیشنوی راحتی عشقم ؟ آره ؟.....خدا رو شکر... نفسم : چند پست پایین تر برام نوشتی : از دل نرود هر آنکه از دیده برفت مطمئنی این حرف در مورد تو صدق میکنه ؟ نه گل من ....نه عزیزم ...وقتی از هم جدا شدیم ..وقتی دیگه همدیگرو ندیدیم ....وقتی دیگه به چشام نگاه نمیکنی ...وقتی سالهاست منو ندیدی ...وقتی برا همه چیز بهونه می آری ...وقتی دلمو می سوزونی ...وقتی اشکام رو درمی آری ... دیگه برا شنیدن صدام لحظه شماری نمیکنی ؟ وقتی مدتها میگذره ویادم نیستی ... وقتی دلتنگم نمیشی ...وقتی مثل روزهای اول عاشقیمون دوسم نداری .....یادته چه قدر برا دیدن هم بیقرار بودیم یادته فرشیدم؟ ..یادته نفسم اگه یه روز نمیتونستیم صدای همدیگرو بشنویم دیوونه می شدیم یادمه پشت خط تلفن همش گریه میکردم ...بهت می گفتم نمیتونم ازت دور بمونم ...یادته عمرم؟ یادته عزیزم؟ شاید اونموقع ها بزرگترین دل مشغولیت من بودم اصلا انگاری تو زندگی هیچ چیز مهم نبود..تا فرصتی پیش میومد مشتاقانه باهات تماس می گرفتم ...یادمه اصلا صبور نبودم ...یادته فرشیدم؟ وای وقتی صداتو می شنیدم انگاری همه دنیا مال من می شد ....چقدر مهربون بودی باهام ....چقدر نگرانم میشدی؟یادته عشقم؟چقدر بهم میگفتی دوسم داری یادته عزیزم تا به هم دیگه نمی گفتیم خیلی دوستت دارم از هم دیگه خداحافظی نمی کردیم ...یادته می گفتی چند تا بوس بده بعد برو یادته عزیزم ؟یادته همش میگفتی مواظب خودت باش ...ومن چقدر خوشبخت بودم که تو رو داشتم ...دلم برا اون روزا خیلی تنگ شدم نفسم....خیلی ....همه به عشقمون غبطه می خوردند یادته؟..اا اما حالا چی؟ ما که تحمل دوری همدیگرو نداشتیم الان سالهای سال همدیگرو ندیدیم ..باورم نمیشه من همش فکر می کردم اگه یه روز نبینمت می میرم ...ولی نگاه کن فرشیدم من نمردم...هنوزم زنده ام ..چقدر جون سخت بودم من ....باورت میشه دیگه چهره تو یادم رفته آخه تا کی چشامو ببندم تصورت کنم که پیشم هستی تا رنگ چشات لبخندات ومهربونیهات یادم بیاد ؟چرا با من بد میکنی عشقم؟ چرا ؟ چرا همش قلبمو میشکنی؟ گناه دارم عشقم ...چرا بامن اینجوری می کنی ؟چرا منی که یه زمانی همه زندگیت بودم حالا هیچی تو زندگیت نیستم چرا فرشیدم؟چرا من دیگه برات مهم نیستم ؟چرا دیگه نگرانم نمیشی؟ چرا دیگه بهم نمیگی دوسم داری؟ آخه چرا ؟ یادته عزیزم آخرین بار کی بهم گفتی دوسم داری؟؟؟چرا اینهمه زندگی ودنیایی که برا خودت ساختی برات اونقدر مهم شده که دیگه اصلا به فکر من نیستی ؟ من تو دنیات جایی ندارم .یه زمانی تا بهت زنگ میزدم عاشقانه باهام حرف میزدی حالا دنبال بهونه ای که چطوری منو از سرت باز کنی ؟درسته نفسم؟نکنه بدون من خیلی خوشبختی ؟ آره عزیزم؟ من که بدون تو هیچم... ولی باشه اگه تو تو دنیایی که برا خودت ساختی وانقدر تو مادیات غرق شدی که عشقت رو هم از یاد بردی ومی تونی خوشبخت باشی منم راضیم ..(خوشبخت باشی عشقم با هر دل وهر کسی که باشی) تو رو به اون خدایی که تو یه شهر غریب باهات آشنام کرد و با یک نگاه عاشقم کرد می سپارم تورو به اون خدایی که ازت جدام کردوداغ عشق رو رو دلم گذاشت ..حسرت باتو بودن را برا همیشه در دلم گذاشت می سپارم امیدوارم اونقدر تو خوشی وشادی غرق بشی که هیچوقت یادی ازم نکنی ..فقط اینو بدون عزیزم اگه یه روزی تو گوشه های قلبت یاد من افتادی بدون: تو بزرگترین عشقم در زندگیم بودی باتو همه خوشی ها وتلخی های عشق رو چشیدم ولی منو بدجوری سوزوندی .یادت باشه هنوز هم که هنوزه هیشکی نمیتونه تورو اندازه من دوست داشته باشه ...مطمئن باش فرشیدم ...هر وقت تونستی وفرصت کردی به عشقمون وخاطرات زیبایی که با هم داشتیم فکر کن ببین چقدر برا عشقت کوتاهی کردی چقدر به همه فرصت دادی عشقتو له کنند.توزندگی موقعیتهای خوب برا آدم خیلی زیاد پیش میاد ولی فقط یه بار آدم به عشق واقعی دست پیدا میکنه..تو منو به بهای ناچیزی از دست دادی واینکه عزیز دل من تو زندگیت حتما یه حریم خصوصی برا خودت داشته باش ونذار هیشکی به حریم خصوصی تو وارد بشه.عزیزم در قلب وروح وجان من همان فرشیدی که سالها پیش تو یه شهر غریب عاشقش شدم هست نه این فرشیدی که نامهربان هست وبی وفا...امیدوارم هیچ وقت حسرت گذشته رو نخوری که چرا اینهمه عشقتو آزردی . تو هیچوقت راضی نمی شدی من اینهمه غصه بخورم ولی حالا چی؟.مطمئن باش زمان دکمه بازگشت ندارد فرشیدم .آدم ها فقط یه بار فرصت زندگی دارند. مواظب خودت واون دلی که من رو عاشق خودش کرد باش به خدا می سپارمت تک ستاره قلبم مثل گذشته های شیرین موقع خداحافظی: خیلی خیلی دوستت دارم ...خیلی دوستت دارم....دوستت دارم بوس .....بوس......بوس...... پس واقعیت داره : از دل برود هر آنکه از دیده برفت تلاش برای فراموش کردن کسی که دوستش داری درست مثل این می مونه که کسی رو که تا حالا ندیدی رو بخوای به خاطر بیاری!!!
پی نوشت : امروز ۱۷ اردیبهشت ماه دقیقا ۱۱ روز هست که از عشقم خبر ندارم(عشقم دوری ازت خیلی سخته) پی نوشت : امروز جمعه ۱۸ اردیبهشت ماه ۱۲ روز هست که که از عشقم بی خبرم( عشق من تا بی نهایت عشق دوستت دارم) پی نوشت : امروز یکشنبه ۲۰اردیبهشت ماه دقیقا ۱۴ روز هست که ازعشقم بی خبرم( فرشیدم قلبم همیشه جایگاه توست) پی نوشت: امروز سه شنبه ۲۲ اردیبهشت ماه۱۶ روز هست که از عشقم بی خبرم (عشق من دلم برات خیلی تنگ شده) پی نوشت: امروز پنج شنبه ۲۴ اردیبهشت ماه۱۸ روز هست که از عشقم بی خبرم ( ستاره سهیل شدی عشقم) امروز شنبه ۹ خردادماه ومن همچنان منتظر تا عشقم فقط یه خط برام بنویسه (چقدر انتظار کشیدن سخته) پی نوشت :امروز شنبه ۱۶ خرداد ماه ومن همچنان منتظرفرشیدم هستم (عزیز دلم همه وجودم تورا می خواهد) +نوشته شده درپنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 16:24 توسط من وعشق بي همتايم |
Gozumde hep iki damla yas sakladim Teki bana geldigin gun Mutlulukdan akacak olan Teki ben den g itigin gun Acidan akacak olan Yuregimde hep iki sevgi tasidim Teki sana duydugum derin sevgi Teki sana besledigim olumsuz sevgi Tek bir hasret tasidim Bana geleceginin Benimle bir butun olacaginin hasretini Sen Gel ki Bu Hasret Bitsin SEVDIGIM
Birtanem Birtek Benim ol canim Sen son aşkım son ümidim oLacaksın
KaLbimde her zaman tek kaLacaksın Ruhum dudakLarında hayat buLuyor Yaşadıqım en büyük aşk sen oLacaksın
+نوشته شده درسه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 9:23 توسط من وعشق بي همتايم |
نفسم ....فرشیدم ممنونم براي همه لحظه های که با من بودی . براي همه وقت هايي كه به حرف هايم گوش دادي. براي همه وقت هايي كه به من جرات و شهامت دادي. براي همه وقت هايي كه خواستي در كنارم باشي. براي همه وقت هايي كه به من اعتماد كردي. براي همه وقت هايي كه مرا تحسين كردي. براي همه وقت هايي كه باعث راحتي و آسايش من بودي. براي همه وقت هايي كه گفتي "دوستت دارم" براي همه وقت هايي كه در فكر من بودي. براي همه وقت هايي كه برايم شادي آوردي. براي همه وقت هايي كه به تو احتياج داشتم و تو با من بودي. براي همه وقت هايي كه دلتنگم بودي. براي همه وقت هايي كه به من دلداري دادي. براي همه وقت هايي كه در چشمانم نگريستي و صداي قلبم را شنيدي. به خاطر همه ي اين ها هيچ وقت فراموش نكن كه : لبخند من به تو يعني " عاشقانه دوستت دارم " آغوش من هميشه براي تو باز است. هميشه براي گوش دادن به حرفهايت آمادگي دارم. هميشه پشتيبانت هستم. فقط کافی از من بخواهي , بلافاصله از آن تو خواهد شد. مي خواهم همیشه با تو باشم . تو عشق منی وهمه وجودم . در دنيا تو از هركسي برايم مهم تر هستي. هميشه دوستت دارم چه به زبان بياورم چه نياورم. همين الان در فكر تو هستم. تو هميشه براي من شادي آوردی از زمانی که به زندگیم پا گذاشتی تنها دلیل بودنم شدی . من هميشه براي تو اينجا هستم و دلم براي تو تنگ است. من همچنان منتظر تا روزی که دوباره تو آغوش گرمت جا بگیرم وسرمست از بوسه های داغت . من هنوز در چشمانت گم شده هستم. تو در تمام ضربان هاي قلبم حضور داري. هیچ کس بیشتر از من نمی خواهد سر به بالشی بگذارد که پلک های تو در آن درهای دنیا را به روی من می بندند.
seni ozlemek geje gibidir uzun, karanlik ve yanliz seni sevmek gunduz gibidir aydinlik, mutlu ve sijak seni unutmak olum gibidir sonsuz, mutsuz ve soguk
Seni cok seviyorum birtanem
+نوشته شده درشنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 11:6 توسط من وعشق بي همتايم | می دانی که هرگزنمی توانم اولین وآخرین لحظه دیدارت رافراموش کنم یادت هست که برام نوشته بودی می خواهم گرمی ل ..رارو..ام احساس کنی بدان که همیشه درحسرت تکرارش هستم وآرزوی بدلم که باردیگری باشد عزیزم من نه تنها هرگز نتوانستم لحظه ای که بانگاهی عاشقت شدم تاامروزرافراموش کنم وهمیشه حسرت تکرارهرلحظه به لحظه اش رادارم ازخداوند برای تمام عاشقان وصال ابدی خواستارم شاید مانیزبین عاشقان به لطف ایزد مننان بهم برسیم زیبای زندگیم من تورا تابی نهایت دوست دارم وتواین دنیای خاکی همیشه عاشق ودلباخته توبودم وهستم دوستت دارم .... دوستت دارم ... میگن از دل برود هر آنکه از دیده برفت اما اکنون این عشقمان خلافش راثابت کرد چون تو باتمام وجود درقلبمی وجزتو کسی رانمی بینم با وجود اینکه مدتها ست نمی بینمت اما دلم همیشه برای توست و هرچند که دیدارمان ممکن نباشد بدان که تاآخرعمرم دلم فقط جای تو ودیده ام درحسرت دیدارتوست
+نوشته شده درچهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 15:46 توسط من وعشق بي همتايم | تادنیا هست جزتو عشقی ندارم تانفس دارم قلبم لبریز ازعشق تو تانفس دارم طپش قلبم بخاطر تو تاجان دارم هرلحظه ام بیاد تو تادید دارم چشمانم به انتظارتو
+نوشته شده درچهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 15:10 توسط من وعشق بي همتايم |
عزیزم ....نفسم ....فرشیدم روزهاي خوب با هم بودنمان چه زود گذشت.... روزهايي که با چند خاطره تلخ و شيرين به سر رسيد و تنها يادگاراز آن روزها يک قلب شکسته بر جا ماند. روزهاي شيرين عاشقي گذشت و امروز من تنهاي تنها شدم و اينک دلم هواي تو را کرده است.... دلم تنگ است براي آن لحظه هاي شيرين با هم بودنمان! دلم براي گرفتن آن دستان مهربانت تنگ شده است.... کاش دوباره آن روزهاي شيرين عاشقي مان تکرار مي شد کاش دوباره مي توانستم آن صدايي که شب و روز به من آرامش مي داد را بشنوم.... دلم برای آغوش گرم ومهربونت تنگ شده عشقم تو رفتي و تنها چند خاطره که هيچگاه نمي توانم فراموش کنم بر جا گذاشتي... خاطره هايي که یاد آن دل عاشقم را مي سوزاند... دلم بدجوری برات تنگ شده فرشیدم... بر گرد! بيا تا قصه نيمه تمام عشق را با شيريني به پايان برسانيم... برگرد تا قصه من و تو پايانش تلخ و غم انگيز نباشد! دلم براي لحظه هاي ديدار با تو تنگ شده است... چه عاشقانه دستانم را مي گرفتي و در کنارم قدم مي زدي چه عاشقانه مرا دوست داشتي و به من ميگفتي که مرا دوست داری! چرا رفتي از کنارم؟تو رفتي و من تنهاي تنها در اين دنياي بي محبت با چند خاطره شیرین مانده ام.... بر گرد تا دوباره آن خاطره هاي شيرين با هم بودنمان تکرار شود.... دلم بدجور براي تو... براي حرفهايت.. درد دلهایت... احساس عاشقونت تنگ شده... عزيزم برگرد تا دوباره جان بگيرم و مني که اينک خسته از زندگي ام نفس بگيرم.... با آمدنت مرا دوباره زنده کن و احساس را در وجودم شعله ور کن تا عاشقانه تر از هميشه از تو و آن عشق پاکت بنويسم.... عزيزم برگرد تا دوباره جان بگيرم ومني که اينک خسته از زندگي ام نفس بگيرم فرشیدم ...عزیز دل من...تا بی نهایت عشق دوستت دارم همه زندگیم +نوشته شده دریکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 9:44 توسط من وعشق بي همتايم |
عزيز دل من ...عشق پاك ومقدسم سال نو رو بهت تبريك ميگم اميدوارم سال خوبي توام با شادي وسلامتي وموفقيت داشته باشي .بازم يكسال گذاشت وما از هم دوريم .يه سال ديگه به سالهاي دلتنگيمون اضافه شدچه قدر دلم مي خواست امسال كنار هم بوديم ولي نشد سرنوشت ما هم اين جوريه ....عزيزم اينو بدون تو بهترين عيدي هستي كه من از خدا گرفتم
در این نوروز باستانی خیال آمدنت را به آغوش خسته می کشم . درشکفتن جشن نوروز برایت در همه ی سال سر سبزی جاودان وشادی ،اندیشه ای پویا و آزادی و برخورداری از همه نعمتهای خدادادی آرزومندم. باران عشق همیشه می بارد اما در نوروز قطره های باران طلایی رنگند.از خدا می خواهم که همیشه زیر این باران خیس شوی. سال خوبي داشته باشي عشقم
+نوشته شده درسه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 10:6 توسط من وعشق بي همتايم |
فرشید عزیزم هر لحظه تو را در کنارم مي بينم،احساست مي کنم. بدون تو زندگي کردن را نمي خواهم! عزيز دلم! تو خود زندگي هستي، بدون تو پوچم..نزديک و دور..هر جا که باشي باز هم مال مني..باز هم براي هم زندگي مي کنيم،با ياد عشق زيبايمان نفس مي کشيم.. اگرچه دوري تو سخت است،اما ادامه مي دهم..عشق ما آتقدر محکم است که مي تواند لحظه هاي سخت تر از اين را هم تحمل کند.. تا وقتي که تو را دارم از هيچ چيز نمي ترسم..تمام سختي ها را تحمل مي کنم، به اميد ديدن چشمانت و پناه گرفتن در آغوش گرمت... زندگي من! فصل ديگري از عشقمان رو به اتمام است..فصل زيبايي که باز دور از هم شروع کرديم و با هم آنرا به خاطره مي سپاريم...و آماده براي آغاز فصل زيباي ديگري از زندگي..با هم! عشق من!فقط با تو زندگيم زيباست.تنها وجود توست که مرا به اوج عشق مي برد. تنها دست هاي گرم توست که به من آرامش مي دهد.تنها بوسه اي از لبانت طعم زيباي عشق را به من مي دهد. فرشیدم قلبم فقط براي تو مي تپد...زنده ام تا با تو باشم...تا عاشقت باشم...هميشه! فقط تو را مي خواهم..مي خواهم هميشه با تو باشم..با تو نفس بکشم..براي تو زندگي کنم! تنها خواسته ي من داشتن آغوش گرمت..براي هميشه..آغوش گرمي که در هر لحظه اي به آن پناه مي برم..آغوش گرمي که آرامش را در آن مي يابم..آغوش عشقم.عزيز دلم!بي نهايت عاشقتم..تا هميشه... مهربونم دلم برات خیلی خیلی تنگ شده....عزیز دلم از اینهمه فاصله ای که بین من وتوست می ترسم دوستت دارم عشقم
+نوشته شده دردوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 10:46 توسط من وعشق بي همتايم | +نوشته شده درپنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 9:22 توسط من وعشق بي همتايم |
روز میلادت مبارک ای تک ستاره آسمان دل تنگی ام. ای تک واژه ی پرمعنای وجودم .خدارا شکر می کنم که تو را آفریدومهر تو را در دلم گذاشت تا نگاهت وجودم را تسخیر کرده و لبخندت چشمانم را بگریاند. صدایت بغضم را در گلو بفشارد و هر چه و هر چه در توست همه و همه ان قدر خوش و نیکوست که جز تپش قلبم چیز دیگری ندارد . روز تولدت مبارک همه وجودم ! و چه غم انگیز و تلخ است امسال هم مثل سالهای پیش روز تولدت در کنار هم نیستیم خدایا این چندمین زمستان بعد از آخرین جشن تولدی است که با هم بودیم ...دلم برات خیلی تنگ شده فرشیدم برای روز میلادت که حتی نمی توانم ثانیه ای تو را در کنارم داشته باشم!هدیه ام به تو سبدی از عشق و محبت از انتهای قلبم که تو از همه آن ها بی نیازی . هدیه ام به تو لبخندی که این روزها بی تو داشتنش فراموشم شده . فرشیدم ممنون از اینکه عشق من شدی وممنون از اینکه باعث شدی شیرینی وتلخی عشق را با تمام وجودم احساس کنم هر چند داشتن تو برام رویا شده دوستت دارم دوستت دارم ....خیلی زیاد نفسم برایت سلامتی و شادی و خوشی آرزومندم . میدونم بالاخره میاد اون روزی که ما دوتا در کنار هم دوباره شادیهامونو قسمت کنیم انشاءاله تولد ۱۲۰ سالگیت می بوسمت همه وجودم +نوشته شده درچهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 17:47 توسط من وعشق بي همتايم |
فردا ۱۵ اسفند تولد عشقم هست عزیز دلم با یک دنیا عشق تولدت رو تبریک میگم شادمانی و خرسندی تمامی لحظاتت را آرزومندم . پس به شادی بیاندیش و شادمان زندگی کن دوستت دارم عشق من
+نوشته شده درچهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 16:57 توسط من وعشق بي همتايم |
میدانی بعد خدای عاشقان توراخدای خود می نامم وچون بتی می پرستمت هرچند می دانم پرستش بت گناه است گناه وکفراما می دانم خدا عاشقان واقعی رامی بخشد اگه بخاطر عشقشان کفرکنند تورا بعد مکه قبله گاهم می نامم وبرات سجده می کنم چون تو لایق پرستشی اگه هزارباربه این دنیای فانی بیام فقط یک عشق بیشتر ندارم وآنم توئی تو بهترازخودم می دانی که تمام وجودم خواهان توست وشب وروزازآفریدگارم خواستارم که تادیداری دوباره بهم فرصت زندگی دهد عزیزم ... عمرم ....جانم .... هرگزاین دنیا بدون تووعشق توبرام ارزشی ندارد وبدون تو بودنم دراین دنیا پوچ وبی ارزش است اگه روزی قبل ازدیدنت مردم بدان که درقبرنیزحسرت دیدارت رادارم وچشمام بازومنتظرآمدنت پس هرگز فراموشم نکن هرآفریننده ای خداست پس توعشقو دروجودم آفرییدی
+نوشته شده درچهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 11:56 توسط من وعشق بي همتايم | |
عزیز دلم ...عمرم..جانم...قلبم...عشقم...خیلی خیلی دوستت دارم .نمی دونم چی کردی با این دلم که حتی سالها ندیدنت یک ذره از عشقم به تو را کم نکرده ...دوستت دارم تا زمانی که ضربان قلبم به گوش فلک می رسد....همیشه سلامت وشاد باش عشقم .عشق آسمونی من :دلم برا یک لحظه دیدنت خیلی تنگ شده پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من نوشته هاي پيشين مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 پيوندها طراح قالب |